خرید بک لینک
آبروى رفته ما را باز گردان ! حجة الاسلام والمسلمين آقاى حاج شيخ عبدالله مبلغى آبادانى ، از حوزه علميه قم ، موردى از مشاهدات خويش را چنين بيان داشته اند: در سال 1340 شمسى به اتفاق خانواده سفرى به آبادان كرديم . با اينكه در بدو ورود، قصد زيارت نداشتيم ، ولى در صبح فرداى اولين شب ورود به آبادان ، پس از انجام فريضه ، همسرم گفت : ديشب در خواب حضرت قمر بنى هاشم عليه السلام را ديدم كه به اتفاق ايشان همسفر بوديم و من به محضرشان عرض كردم : آقا، ما ميل داريم كه به حضورتان شرفياب بشويم . چون سالهاست كه آرزوى زيارت سرور شهيدان امام حسين عليه السلام و جناب شما را در سر م

برچسب: نویسنده: پارسا پورحسین تاريخ: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 15:51

سخن گفتن شيرخوار و سنگسار مادر صفوان به نقل از امام جعفر صادق عليه السّلام حكايت كند: در زمان حضرت ابا عبداللّه الحسين عليه السّلام دو نفر مرد بر سر بچّه اى شيرخوار نزاع و اختلاف داشتند؛ و هر يك مدّعى بود كه بچّه براى او است . در اين ميان ، امام حسين عليه السّلام عبورش بر ايشان افتاد و چون متوّجه نزاع آن ها شد، آن ها را مخاطب قرار داد و فرمود: براى چه سر و صدا مى كنيد؛ و داد و فرياد راه انداخته ايد؟ يكى از آن دو نفر گفت : ياابن رسول اللّه ! اين همسر من است . و ديگرى اظهار داشت : اين بچّه مال من است . امام حسين عليه السّلام به آن شخصى كه مدّعى بود زن همسر اوست ، خ

برچسب: نویسنده: پارسا پورحسین تاريخ: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 15:51

صاحب کتاب نفیس العباس می نگارد: شیخ حسن ابن شیخ محسن بن شریف آل صاحب جواهر از حاج منیشد ابن سلمان که معروف به آل حاج عبوده و از اهل فلاحیه به شمار می رفت و خودش ناظر این معجزه ای که ذیلا نوشته خواهد شد،بوده برای من نقل کرد و گفت: مردی از براجعه که نامش مخیلف بود پاهایش دچار مرضی شده بود ،آن مرض بقدری طولانی شد که پاهایش خشک شد و مدت سه سال به همین حال بود .اکثر اهل محمره (خرمشهر) وی را دیده بودند.او داخل بازارها و مجالس عزای امام حسین ع می شد و از مردم انتظار کمک داشت . وی برای اینکه پاهایش خشک شده بود به کمک ران و دستهای خود را ه می رفت . شیخ خزعلی بن جابر کعب

برچسب: نویسنده: پارسا پورحسین تاريخ: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 15:51

دو شب براى امام حسين عليه السلام ، يك شب براى من ...! جناب حجة الاسلام حاج شيخ عبدالصمد مينا از قول پدرش ، مرحوم حاج ميرزا حسين مينا، نقل كرد كه مرحوم حاج سيد تقى كمالى قمى معروف فرمودند: وقتى كه من براى زيارت به كربلا مشرف مى شدم در بالاى مناره حرم امام حسين عليه السلام اذان مى گفتم و يك شب دربالاى مناره حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام . شبى ، آقا ابوالفضل العباس عليه السلام را در خواب ديدم كه فرمودند: شما در اذان گفتن به من جفا مى كنى ! چرا اذان را مساوى مى گويى ؟! دو شب براى امام حسين عليه السلام بگو، يك شب براى من !

برچسب: نویسنده: پارسا پورحسین تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 12:34

وفاى اباالفضل العباس عليه السلام مرحوم آية الله آقا نجفى قوچانى در سياحت شرق چنين مى نويسد: به قدر هزار قدمى كه رفتم ، آفتاب از جلو روى و گرم ، رملها نيز داغ كه كف پاها مى سوزد، تشنگى بر من غلبه نمود. خود را به جوقه زوارى رساندم ، كه آب داريد؟ گفتند: نه . از آنها گذشته و دويده و دسته ديگر، خود را رساندم . آنها هم آب نداشتند. به قدر نيم فرسخ دويدم و به چند دسته زوار خود را رسانيدم ، آب نداشتند. چون به منزل نزديك ، و سواره هم مى رفتند، آب لازم نداشتند. بعد از ان ماءيوس (شده ) و از يك طرف را دويدن گرفتم و هر چه رطوبت در بدن بود تمام به عرق و حركت عنيف و گرمى آفتاب خ

برچسب: نویسنده: پارسا پورحسین تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 12:34

صفحه بندی